مسافر دریا (حضرت محسن بن علی) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: صادق داوری شماره: 107 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
بانوي كربلا حضرت زينب سلام الله عليها پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: عایشه بنتالشاطی شماره: 484 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
200داستان از فضايل ، مصايب و كرامات حضرت زينب سلام الله علیها پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: عباس عزيزي شماره: 572 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
چهره درخشان قمر بنی هاشم (جلد 1) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: علی ربانی خلخالی شماره: 159 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
چهره درخشان قمر بنی هاشم (جلد 3) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: علی ربانی خلخالی شماره: 159 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
چهره درخشان قمر بنی هاشم (جلد 2) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: علی ربانی خلخالی شماره: 159 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
زندگینامه سفیر حسین(ع) مسلم بن عقیل (ع) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: محمد علی حامدین شماره: 244 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: حاج شیخ باقر شریف قریشی شماره: 141 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
بدرقه جان (حضرت علي اکبر عليه السلام) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: واحد پژوهش انتشارت مسجد مقدّس جمكران شماره: 812 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
اميد حرم (پيرامون حضرت عباس عليه السلام) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: سید ابوالقاسم حمیدی شماره: 854 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:12
مسافر دریا (حضرت محسن بن علی) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: صادق داوری شماره: 107 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
بانوي كربلا حضرت زينب سلام الله عليها پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: عایشه بنتالشاطی شماره: 484 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
200داستان از فضايل ، مصايب و كرامات حضرت زينب سلام الله علیها پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: عباس عزيزي شماره: 572 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
چهره درخشان قمر بنی هاشم (جلد 1) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: علی ربانی خلخالی شماره: 159 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
چهره درخشان قمر بنی هاشم (جلد 3) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: علی ربانی خلخالی شماره: 159 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
چهره درخشان قمر بنی هاشم (جلد 2) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: علی ربانی خلخالی شماره: 159 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
زندگینامه سفیر حسین(ع) مسلم بن عقیل (ع) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: محمد علی حامدین شماره: 244 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: حاج شیخ باقر شریف قریشی شماره: 141 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
بدرقه جان (حضرت علي اکبر عليه السلام) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: واحد پژوهش انتشارت مسجد مقدّس جمكران شماره: 812 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11
اميد حرم (پيرامون حضرت عباس عليه السلام) پر بازدید | |||||||||
| مشخصات کتاب : پدید آورنده: سید ابوالقاسم حمیدی شماره: 854 |
| ||||||||
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:11

زورخانه جای نیکان ، پاکان و مکتب فتوت و جوانمردی است .
زورخانه بنایی است مسقف که در وسط آن گودی کنده شده و در اطراف این گود ، غرفه هایی برای نشستن تماشاچیان و کندن لباس و گذاشتن آلات و اسباب ورزشی بنا گردیده است .
سقف اصلی زورخانه که گود در زیر آن واقع شده ، بلندتر از سقف های دیگر بناهاست و در بالای این سقف پنجره ای برای روشنایی نصب گردیده و درب ورودی به مقداری کوتاه است که باید با قامت خم شده از آن عبور کرد و این اولین نشانه فروتنی و تواضع جبری کسی است که وارد زورخانه می شود .
زورخانه جای نیکان ، پاکان و مکتب فتوت و جوانمردی است . ادب ، صفا ، فروتنی و گذشتی که بین ورزشکاران زورخانه حاکم است در جوامع دیگر کمتر دیده می شود .
گود زورخانه بستگی به تناسب بنا بعضی مربع و بعضی مسدس ساخته شده است و در لبه ی گود بجای هزاره ، چوب هایی نصب کرده اند تا بر اثر ضرب دست کشتی گیران یا جست و خیز ورزشکاران ریزش نکند .
سابقاً هنگام ساختن گود ، ابتدا مقداری بوته ی صحرایی خشک روی هم می گذاشتند و روی آن را با قشری از خاکستر و بعد با خاک رس می پوشانیدند و در نتیجه ته گود مدتها حالت فنری داشت و بعد از چند سال مجدادا خاک گود را برداشته زیرسازی آن را تجدید می کردند . لیکن اکنون این رویه متروک گردیده و اغلب سطح گودها با تخته یا فیبر و انواع کفپوش ها پوشانیده می شود .

در یکی از غرفه ها که مدخل زورخانه محسوب می شود ، سکویی به نام سردم برای نشستن مرشد زورخانه ساخته اند . سکویی مدور یا مربع به ارتفاع یک متر و بعضی قدری بلند تر ، در جلوی سردم و به طرف گود ، چوب بستی می سازند برای آویختن زنگ و نصب پرهای قو (معروف به ابلق) که در ارتش قدیم به جای درجه بهکلای خود نصب می شده و همچنین سایر مظاهر پهلوانی و شجاعت از قبیل پوست پلنگ ، زره ، شمشیر و سپر در جلوی سردم اجاقی است که برای گرم کردن ضرب و نیز قهوه جوش مخصوص طبخ زنجبیل و دارچین که بعد از به ورزشکاران خورانده می شود پهلوی آتش این اجاق قرار می گیرد . خوردن زنجبیل و دارچین دم کرده یا پخته پس از ورزش در زورخانه علاوه بر تغییر ذائقه گویا برای رفع رطوبت گود بوده است .
چنانچه مشهور است میل زورخانه به منزله گرزی است که در جنگهای قدیم به کار می رفته که میل ها به تدریج از آهن به چوب تغییر یافته و از شکل گرز خارج و به صورت فعلی درآمده است و غرض از میل گرفتن عادت دادن دستها به استعمال گرز در جنگ بوده است .

· نوعی از چوبهای سفید رنگ و کوچک برای میل بازی و شیرین کاری که دسته های آن را تا حد امکان بلندتر می ساختند تا در موقع بازی ، چرخاندن ، پرتاب کردن و رها کردن آن به راحتی انجام شود .
· در سالهای دور میل های دیگری هم در زورخانه وجود داشته اند که عبارت بود از یک یا دو جفت میل بسیار سنگین که اکنون استفاده از آنها مرسوم نیست .

سابقاً معمول نبود ورزشکاران میلهای خود را دسته جمعی از جای خود بلند کنند ، بلکه جلوتر ازهمه ، کسی که نسب سیادت داشت میل خود را با آهنگ ضرب بلند کرده و چند حرکت مختصر به صورت میل بازی انجام داده و میلها را روی شانه خود می گذاشت و بعد از این عمل از پیشکسوت ترین نفر شروع و به اشخاص مبتدی ختم می گردید که در حال حاضر این رویه ترک شده است و برای جلوگیری از اتلاف وقت همه افراد میل ها را دفعتاً بر روی شانه های خود می گذارند .
برای میل گرفتن شمارشی معمول نیست ، بلکه مرشد زورخانه با آهنگ ضرب و خواندن اشعار ورزشکاران را مشغول می دارد و همین که میان دار میل ها را از روی شانه به روی زمین آورد سایرین هم از وی تبعیت کرده و میلها را به جای خود می نهند .
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10

او در سال 1329 به سبب علاقه به کشتي و ورزش باستاني به باشگاه پولاد رفت.
تختي در چهار دوره المپيک حضور ياهت كه حاصل آن يک طلا، دو نقره و يک عنوان چهارم بود.
جهان پهلوان تختي علاوه بر قهرماني، به لحاظ منش و رفتار انساني و سجاياي اخلاقي پسنديده و جوانمردي و نوع دوستي شهره خاص و عام بود.
تختي در ورزش باستاني و کشتي پهلواني نيز داراي تبحر بود و سه بار پهلوان ايران شد و هر بار کشتي گيران نامداري را مغلوب کرد.
وي در آبان 1345 زندگي مشترک خود را با همسرش آغاز کرد؛ که حاصل آن تولد بابک در سال 1346 بود.
خبر درگذشت جهان پهلوان - پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش - همه را در اندوهي عظيم فرو برد.
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
پهلوانان به پهلوان یزدی بزرگ گفتند که در زورخانه مشغولیم و گاهی هم کشتی می گیریم. پهلوان یزدی به آنان خطاب کرد و گفت: «من این چوب دستی خودم را با یک دست خود، بر زمین فشار می دهم، اگر هر دو نفرتان با هم توانستید آن را از جا بکنید، آن وقت من می دانم که شما زورمند و پهلوان هستید!»
از این گفتۀ پهلوان یزدی که در این زمان حسابی پیر و عاجز و فرتوت شده بود، به هر دو نوچه پهلوان، خیلی برخورد و به همین جهت هر دو با هم، سخت مشغول زورآزمائی شدند و با تمامی توان و نیروی خود، سعی کردند چوب دستی او را از زمین بکنند، امّا هر قدر که زور زدند، نتوانستند، و چوبدستی که به نیروی دست پهلوان یزدی پیر، بر زمین فشرده شده بود، حتی از جای خود، تکان هم نخورد!. پس پهلوان یزدی، به آنان خطاب کرد و گفت: «هنوز پهلوان حقیقی نشده اید!، باز هم باید کار کنید تا پهلوان حقیقی شوید!» و البته یزدی تنها در زور پهلوان نبود که اگر ملاک این بود ، شیر و فیل درندگی و برندگی شان بیش از هر انسانی است و باید شان پهلوان اولی برایشان قائل شد.
آن دوره هنوز پهلوانان به رسم مولایشان علی (ع)، پس از نماز مغرب و عشا به دیدار مستمندان می رفتند و آنچه به آنها برای پرداختن به فقرا توسط متمولان سپرده می شد، به محتاجان می رساندند و چنین بود که هرکس گرفتار می شد سراغ این پهلوانان می آمد که اتفاقاً گروهی از ایشان در بازار بوده و خود نیز از متمولان بودند. در همان دوران که پهلوان حکومتی نیز وجود داشت، حکومت جرات نمی کرد بازوبند پهلوانی را به بازوی شاه یا نایبش با خود ببندد که برایش هنوز مدعی وجود دارد و پهلوانی افتخاری بود که همان دوران نیز توسط شاه به مرد مطلق میدان کشتی پهلوانی که معمولاً نفر اول میدان اخلاق نیز بود، تعلق می گرفت که من باب مثال بازوبند پهلوانی همین پهلوان یزدی به دست ناصرالدین شاه و بازوبند پهلوانی غلامرضا تختی توسط محمدرضا پهلوی بسته شد.
بر اساس این سنت که از قرن هفتم هجری به این سو، آثار تاریخی اش موجود بوده و به مرور تکامل یافته، این بازوبند به پهلوان هر سال به شکل امانت اهداء می شد و اگر پهلوان موفق می شد از "پهلوان اولی اش" در سه سال دفاع کند، بازوبند از آن او بود و بازوبند چرمی دیگر منقوش به آثار اسلیمی و ختایی و نگین های فیروزه و عقیق برای آوردگاه بعدی ساخته می شد. همان اتفاقی که برای پهلوان ابراهیم یزدی افتاد و پهلوان اکبر خراسانی حریف او شد، زمینش زد و بازوبند پهلوانی را تصاحب نمود.
http://tavakkol23.mihanblog.com/post/72
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
در یکی از غرفهها که مدخل زورخانه محسوب میشود، سکویی است به نام سردم که در سطحی بالاتر از جایگاه تماشاچیان قرار دارد و برای نشستن مرشد زورخانه اختصاص دارد.
گود زورخانه مربع یا شش گوش (مسدس) بوده است، ولی گودهای امروزی به شکل گرد هم دیده میشود.
اسباب ورزش باستانی عبارتست از:
1- سنگ که قطعه چوبی ضخیم و سنگین است. آن را سنگ نعل و یا سنگ زور هم گویند.
2- تخته شنا برای حرکت شنا. انواع شنا عبارتست از: کرسی، دست و پا مقابل، دوشلاقه و پیچ.
3- میل که از چوب ساخته میشود و گورگه نوعی میل گرفتن است. دو نوع دیگر چکشی و میل بازی است.
4- کباده که شبیه کمان است.
5- تخته شلنگ که متروک شده است.
و حرکاتی هم هست که اسباب ندارد، نظیر چرخزدن، پایزدن، کشتی گرفتن و شیرینکاری.
برخی از اصطلاحات زورخانه:
1- نوچه: جوانان ورزشکار که در زورخانه شاگردی پهلوان بهخصوص را میکنند.
2- نوخاسته: جوانان و نوچههایی که برای هنرنمایی و کشتیگیری به زورخانههای دیگر هم میروند.
3- صاحب زنگ و صاحب ضرب: پهلوانان معروف که موقع ورود آنان به زورخانه به احترام ایشان مرشد زنگ را به صدا درآورد.
4- واردکردن: زدن ضرب و زنگ و ادای صلوات و خوشآمدگویی برای ورود پهلوان به زورخانه.
5- لنگانداختن: هنگامی که کشتی به خصومت و عصبانیت کشیده میشود، برای توقف کشتی یکی از اکابر لنگ را میان کشتیگیران میاندازد.
مرشد: در زمان حاضر ضربنواختن بهعهده مرشد است.
ضرب زورخانه: دامبک یا تنبکی از گل پخته و پوست آهو و امثال آن است.
کهنهسوار: در گذشته مسوولیت تعلیم در زورخانه به عهده کهنهسواران بوده که متروک گشته است.
زنگ سردم: برای نشاندادن قدرت و توانایی و متوجهساختن مردم و اعلام خبر است.
تعدادی از زورخانههای تهران:
زورخانه بازار کل عباس علی که از میان رفته و زورخانه دیگری به جای آن بنا شده است.
زورخانه جنب تکیه عودلاجان.
زورخانه سقاخانه نوروزخان (محل ورزش پهلوان یزدی بزرگ.)
زورخانه سرچشمه متعلق به یوزباشی اسماعیل.
زورخانه کوچه حمام در محله سیدنصرالدین.
زورخانه بازارچه مروی که بعدها پاساژ شد.
زورخانه حاج وزیری پامنار.
زورخانه سه راه دانکی.
زورخانه در خانگاه که به خانه مسکونی تبدیل شد.
زورخانه پاچنار در کوچه کبابیها که در سال 1337 خورشیدی در اختیار حاج مصطفی پادگان بود.
زورخانه جنب امامزاده سیدولی که متعلق به پهلوان اکبر خراسانی بود.
زورخانه میدان کاهفروشها روی آب انبار حاج آقا موسی.
زورخانه سرتخت بربریها.
زورخانه سقاخانه آیینه (محل ورزش پهلوان صادق قمی.)
زورخانه محله حمام خانم موسسه مرحوم حاج حسام.
زورخانه تکیهزرگرها.
زورخانه جنب تکیه حاج رجب علی در محله درخانگاه که اثری از آن نیست.
زورخانه علی ابراهیم چراغ در کوچه حمام چال در گود زنبورک خانه.
زورخانه صابون پزخانه واقع در کوچه سیاهها.
زورخانه نیاوران شیرون.
زورخانه تجریش واقع در سرگوگل که اکنون باقی نیست.
زورخانه گذر ارباب در محله سنگلج متعلق به حاج نایب رضاقلی پهلوان پایتخت که خراب شده است.
زورخانه کوچه غریبان که باشگاه ورزشی هنر آنجا دایر است.
زورخانه سر کوچه ارمنیها واقع در بازار دروازه قدیم حضرت عبدالعظیم که به دکان کبابی تبدیل شد.
زورخانه محله هفت دختران که در کاروانسرا بوده و از میان رفته است.
زورخانه روبروی کوچه قهوهچیباشی در محله سیدناصرالدین که از میان رفته است.
زورخانه دزاشیب شمیران متعلق به حاج عباس.
زورخانه سرچشمه که محل ترقی حاج سیدحسن رزاز بوده است.
زورخانه موسی آقا پشت خیابان اسماعیل بزاز.
زورخانه واقع در شهرری که درب آن به جاده تهران باز میشده و اکنون از میان رفته است.
زورخانه واقع در پشت صحن حضرت عبدالعظیم که از میان رفته است.
زورخانه آقاغلامحسین خزانه روبروی کوچه باغ آصفالدوله.
زورخانه ملک التجار واقع در بازار حلبیسازها که متروک است.
زورخانه شاهزاده سیف الملک در جعفرآباد شمیران.
زورخانه شاهزاده سیف الملک در محله باغ سپهسالار.
زورخانه خانواده مرتضوی تبریزی در خیابان بلورسازی.
زورخانه حاج علی حبیبا... شالچی در محله باغ ایلچی.
زورخانه محله مسجد حوض معروف به کاشیپزی.
http://zurkhanehtehran.persianblog.ir/post/10/
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
برای اطلاعات بیشتر به شرح زندگی من ـ عبدالله مستوفی ـ ص۳۰۶ و زورخانه های تهران ـ مهردادبهار ـ ص۱۲ رجوع شود۰.
http://zurkhanehtehran.persianblog.ir/post/9/
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
تهران قبل از قرن ششم هجری قمری یکی از روستاهای نا چیز و کم اهمیت بود و شهر ری که تقریباً در6 کیلومتری تهران قرار داشت،کانون عظیم تمدن و فرهنگ قدیم این خطه به شمار می رفت تا اینکه با هجوم ویرانگر مغولان، ری رو به ویرانی نهاد.
تهران قدیم قریه ای بزرگ با باغات و درختان سرسبز بوده است که سکنه آن در خانه های سراب مانند به سر می بردند.همین که دشمن به این ده حمله می رد به خانه های تحتانی که در زیر زمین بود پناه می بردند و هرقدر در این حصار می ماندند باز هم آذوقه آنها تمام نمی شد. به همین دلیل تهران را لانه مورچگان نیز می گفتند.
در زمان صفویه،شاه تهماسب که به دایا مدلون بودن جد اعلای صفویان ـ امام زاده حمزه(ع)ـ در جوار حضرت عبد العظیم(ع) بارها از قزوین به این اماکن مقدسه سفر کرده بود، نخستین بار در سال 944 هجری قمری از قریه آباد تهدان دیدار کرد و از آن خوش آمد و برای آبارانی آن همت گمارد و دستور داد در اطراف تهران بارویی با 114 برج(به تعداد سور قرآن) بنا کردند و در هر برج سوره ای از قرآن را برای تبرک پنهان سازند. در آن زمان تهران فقط4 دروازه داشت: دروازه عبدالعظیم، دروازه شمیران، دروازه قزوین و دروازه دولاب.
در دوره افغانها و افشاریه، تهران پیشرفت کمی داشت. در زمان کریم خان زند تهران پانتخت شد. سپس پانتخت به شیراز منتقل شد. در زمان قاجاریه مجدداً تهران پایتخت شد.در آن زمان تهران25000نفر جمعیت داشت.
وجه تسمیه : لغت تهران مرکب از دو بخش "ته" به فتح "ت" به معنای انتها و "ران" به معنای دامنه کوه است. چون قریه تهران در پایین دامنه کوه البرز قرار گرفته بود، آن را به این اسم می نامیدند.در دوران شاه عباس صفوی، به دستور وی درختان چنار زیادی در اطراف تهران کاشته شد. به دلیل همین فراوانی درختان چنار، تهران را "چنارستان" نیز می گفتند.
دروازه های تهران
تهران در زمان شاه تهماسب چهار دروازه داشت. در زمان تسلط افغان ها بر تهران، دروازه ی ارگ نیز بنا شد. در نهایت تهران در زمان قاجاریه دارای 13 دروازه بود. این دروازه ها 3 ساعت بعد از غروب آفتاب بسته می شد و گذر از آنها منوط به داشتن رمز عبور بود. این دروازه ها عبارت بودند از:
1. دروازه ی یوسف آباد، در شمال غرب شهر
2. دروازه ی دولاب در مدخل کنونی بازارجه نایب السلطنه، خیابان ری
3. دروازه شمیران، در شمال شرقی شهر و در ابتدای جاده شمیران
4. دروازه درشان تپه، در شرق میدان ژاله(میدان شهدای جنوبی)
5. دروازه دولت، در تقاطع فعلی خیابان انقلاب و سعدی حدفاصل دروازه های شمیران و یوسف آباد
6. دروازه خراسان پایین تر از دروازه دولاب
7. دروازه راه آهن، در جنوب
8. دروازه عبد العظیم یا دروازه اصفهان،در مدخل کنونی بازار عباس اباد، خیابان مولوی
9. دروازه غار، درغرب دروازه عبدالعظیم
10. دروازه خانی آباد، در جنوب غرب
11. دروازه قزوین، در مدخل کنونی بازارچه قوام الدوله، میدان شاهپور سابق
12. دروازه باغ شاه، در نزدیک باغ شاه
13. دروازه گمرک، پایین تر از دروازه قزوین
محلات تهران
تهران در زمان های قدیم از محله های کوچک تشکیل شده بود. در زمان زندیه کریم خان از ترکیب محلات کوچک، دو محله بزرگ عودلوجان و چالمیدان را به وجود آورد. بعد ها در زمان قاجاریه، تهران به 5 محل اصلی تقسیم شد. هر یک از این محلات به کوچه های کوچکتر تقسیم می شد. این محلات عبارت بودند از:
1. محله عودلاجان:این محله در محدوده ارگ و حدفاصل خیابان ناصر خسرو،خیابان 15 خرداد شرقی، بازار عودلاجان و پامنار و خیابان امیر کبیر قرار داشت. این محله جایگاه پخش آب بوده است. " سرچشمه" و "سرپولک" (پول تلفظ محلی پل است) نام های دیگر این محله اند.
2. محله سنگلج: این محله از شرق به خیابان خیام، از شمال به میدان حسن آباد و خیابان شیخ هادی و به محل فعلی پارک شهر و خیابانهای اطراف اطلاق می شد. این محله از بزرگترین، آبادترین و پرجمعیت ترین محلات تهران بود. از آنجاییکه تقسیم بندی آب در این محله بوسیله پاره های سنگ انجام می شد، آن را "سنگ رج" یا "سنگلج" می گفتند.
3. محله بازار: این محله از جنوب سبزه میدان تا بازار مال فروشها در خیابان مولوی امتداد داشت و شامل دو بخش سرباز و سرپوشیده بود.
بازار تهران
کوچه ها، راهروها، چهارراه ها، مهمانخانه ها و مساجد مرتبی داشت. سقف آن دارای گنبد های آجری روزنه داری بود که نور و هوا از آنها به داخل بازار نفوذ می کرد. بازارهای کوچک را بازارچه و بازارهای بی سقف را گذر می نامیدند.
چهار سوق: این محل که به دستور فتحعلی شاه ساخته و محل اقامت داروغه ی شهر بود در داخل خیابان "بازار بزرگ فعلی" قرار داشت. هر روز ساعت 8 عصر طبل ها در میدان ارگ به گوش می رسید و کسبه بایستی تا یک ساعت بعد کار روز را تعطیل نمایند و پس از 9 کسی اجازه ی تردد در این محله را نداشت. داروغه در چهارسوق بزرگ می نشست و گزارش مأموران و محافظان اموال مردم را استماع می کرد. کمی آنطرفتر از چهارسوق بزرگ، چهارسوق کوچک قرار دارد.
چال میدان: به علت گودبرداری هایی که برای ساختن برجها و حصارها از این منطقه به عمل آمده بود، آن را چاله میدان می نامیدند. این محله به بازار چهل تن و امامزاده سید اسمعیل، میدان مال فروش ها، و میدان امین السلطان و گمرک و خانی آباد و دروازه غار و میدان پاقاپوق(میدان اعدام یا محمدیه فعلی) محدود می شد. این محله قدیمی ترین محله تهران بوده است.
محله دولت: این محله حدفاصل خیابان های لاله زار، فردوسی، سعدی، اکباتان، ایران، 17 شهریور، بهارستان و دروازه شمیران را در بر می گرفت.
خیابان های تهران
خیابان های تهران در زمان قاجاریه به حدود 15 خیابان محدود می شد:
ـ خیابان باب همایون (باب عالی): چون در محاذی باب همایون یا سردرالماسیه واقع شده بود آن را باب همایون می گفتند. مدرسه نظام، قورخانه و مجمع الصنایع و مسجد مهد علیا در این خیابان قرار داشت.
ـ خیابان ناصریه: همان ناصر خسرو فعلی است که به دلیل وجود ساختمان شمس العماره در این خیابان جلوه و موقعیت فاخر یافته بود. این خیابان اولین خیابان تهران است.
ـ خیابان جباخانه (بوذر جمهری): حدفاصل خیابان ناصری تا گلوبندک بوده است که جباخانه دولتی در آن قرار داشته است. قهوه خانه قنبر در این خیابان قرار داشت.
ـ خیابان چراغ گاز (چراغ برق یا امیرکبیر فعلی) : که کارخانه چراغ گاز در آن وجود داشت و سپس این کارخانه تعطیل و تبدیل به کارخانه چراغ برق شد.
ـ خیابان جلیل آباد (خیام): این خیابان حدفاصل میان محله سنگلج و عودلاجان بود که امنیت آن به هیچ اداره ای مربوط نمی شد. لذا محل اجتماع دزدان، اراذل و اوباش محله ی سنگلج بود. بعدها اولین سازمان منتظم انتظامات در این خیابان تشکیل گردید.
ـ خیابان لاله زار: در زمان فتحعلی شاه خارج از محدوده ی تهران و به لاله زار معروف بود. ناصرالدین شاه آن را تخریب و خیابانی شبیه شانزه لیزه پاریس به نام خیابان لاله زار ایجاد کرد و به دلیل خط واگن اسبی یکی از خیابان های پرزرق و برق تهران شد. خیابان دکتر طراوزان(پزشک ناصر الدین شاه) نام دیگر آن است.
ـ خیابان لختی ( سعدی): یکی از خیابان هایی است که در اثر تخریب باغ لاله زار بوجود آمد. تردد جمعیت بسیار کم باعث می شد تا راهزنان و شبروها مردم را لخت کنند. وجه تسمیه آن به همین علت است.
ـ خیابان علاءالدوله (فردوسی یا خیابان باغ ایلخانی): باغ ایلخانی که هم اکنون به بانک ملی شعبه مرکزی خیابان فردوسی تبدیل شده است از توپخانه تاسفارت ترکیه فعلی (عثمانیه) ادامه داشته است.
ـ خیابان مریضخانه ( باغ شاه، سپه یا امام خمینی): زندان دارالخلافه و اولین مریضخانه تهران در این خیابان قرار داشت. مرحوم مدرس در همین بیمارستان بستری شد.
ـ کوچه نایب السلطنه (داور): در شرق کاخ دادگستری قرار دارد.
ـ خیابان دولت: از این خیابان طویل و باصفای قدیمی که محل سکونت صاحب منصبان و اعضای سفارتخانه ها بوده، اکنون اثری نیست. اولین حوض خانه ( رستوران امروزی) در این خیابان به وجود آمد.
ـ خیابان امیریه (امیرکبیر): این خیابان یکی از دل انگیزترین تفریح گاههای مردم تهران به ویژه اعیان و اشراف و امرا و امنای دولت بوده است. اولین کالسکه در این خیابان ساخته و پرداخته شد. نام منیریه منشعب از این خیابان گرفته شده از نام دختر ناصرالدین شاه و خواهر نایب السلطنه بوده است.
ـ خیابان دوشان تپه (فرح آباد): از میدان ژاله (دروازه دوشان تپه) به شرق تا فرح آباد (قصر فیروزه) ادامه داشت.
ـ خیابان قوام السلطنه (سی ام تیر)
ـ خیابان گار ماشین (خیابان ری)
ـ خیابان حسن آباد
ـ خیابان استانبول
ـ خیابان علاءالدوله (فردوسی)
ـ خیابان ملک (سه راه امیریه تا میدان قزوین)
ـ خیابان ارامنه (از میدان وحدت اسلامی تا پل امیر بهادر)
ـ خیابان فرهنگ
ـ خیابان امیر بهادرتا پیش از کشف تمدن قیطریه و همچنین کشف آثاری در تپههای عباسآباد، گمان میرفت پیشینه تاریخی این شهر به همان آثار یافت شده در حوالی شهرری محدود میشود، ولی اکتشافات باستانشناسی در تپههای عباسآباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و دروس، نشان داد تمام آبادیهای ناحیه تاریخی قصران، دورهای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلاقیتهای فرهنگی را پشت سر گذاردهاند.
پس از حمله مغولان به ری و تخریب این شهر، تهران بیش از پیش رشد یافت و عدهای از اهالی آواره ری را نیز در خود جای داد و مساحتش در این دوران به ۱۰۶ هکتار رسیده بود.
نخستین بار، شاه طهماسب اول صفوی در ۹۱۶ خ. هنگام گذر از تهران باغ و بوستان فراوان این شهر را پسندید و دستور داد تا بارو و خندقی به دورش بکشند، این بارو که ۱۱۴ برج به عدد سورههای قرآن و چهار دروازه رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود میشد، مساحت تهران در این دوران به ۴۴۰ هکتار رسید.
در دوره شاه عباس اول (۹۶۶ تا ۱۰۰۷ خ.) پل، کاخ و کاروانسراهای زیادی بنا شد، دربخش شمالی برج و باروی شاه تهماسبی، چهارباغ و چنارستانی ساخته شد که بعدها دورش را دیواری کشیدند و به صورت کاخ (کاخ گلستان) و مقر حکومتی درآوردند.
در دوره حکومت آقا محمدخان قاجار، تهران به پایتختی برگزیده شد، روز یکشنبه ۱۱ جمادیالثانی ۱۱۶۴ خ. همزمان با عید نوروز آغا محمد خان قاجار در خلوت کریمخانی تاج سلطنت ایران را بر سر گذارد و تهران را به عنوان پایتخت این کشور معرفی کرد.
![[تصویر: 7221517188261446114921614580292171082236.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/7221517188261446114921614580292171082236.jpg)
![[تصویر: 1944025421513087151238203196115312714016045.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/1944025421513087151238203196115312714016045.jpg)
![[تصویر: 12014115010137592142106776211202514610101.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/12014115010137592142106776211202514610101.jpg)
![[تصویر: 1042286351202417213024317913690224234195227.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/1042286351202417213024317913690224234195227.jpg)
![[تصویر: 49168762031251142478802081652471309610125.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/49168762031251142478802081652471309610125.jpg)
![[تصویر: 164185241178194248133261275019519312313719239.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/164185241178194248133261275019519312313719239.jpg)
![[تصویر: 4815011615022818097102141402391086611815617.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/4815011615022818097102141402391086611815617.jpg)
![[تصویر: 10918412721380198118248254129327217424116141.jpg]](file:///E:/New%20Folder/%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_files/10918412721380198118248254129327217424116141.jpg)
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
![]()
![]()
رونق ورزش های وارداتی، غربت ورزش های ایرانیورزش یکی از مهم ترین موضوعاتی است که تقریباً در همه ادیان و حتی در حوزه فلسفه زندگی توسط بسیاری از فلاسفه به آن توصیه شده است. موضوع مهمی که سلامت جسم و روان را تضمین می کند و باید سلامت رفتار و اندیشه را هم با خود به همراه بیاورد. در واقع بخشی از تأثیرهای ورزش به جسم مربوط می شود و بخش مهم دیگری از تأثیرات آن به حوزه های رفتاری و روحی برمی گردد و وقتی که ارزش های یک مقوله تا این اندازه گسترش پیدا کند بی گمان وارد وسعت دیگری می شود که فرهنگ می تواند یکی از آنها باشد.
مقوله فرهنگ ورزشی از مهم ترین موضوعاتی است که همواره در کنار ورزش ها مطرح بوده است و باید اعتراف کرد که در کنار تمامی فرهنگ ها و همه ورزش ها، فرهنگ ورزشی در ایران باستان یکی از جدی ترین و مهم ترین موضوعات مورد توجه ایرانیان بوده است. جوانمردی و پهلوانی از دیرباز در فرهنگ ایرانی و در کنار رقابت ورزشی آن قدر اهمیت داشته اند و مورد توجه بوده اند که حتی می توان موارد بسیاری را مثال زد که در آنها بحث جوانمردی و پهلوانی بسیار بیشتر از خود ورزش و رقابت ورزشی مورد توجه و اهمیت بوده و ارزش و اعتبار داشته است.
«پوریای ولی»ها و جهان پهلوان «تختی»ها و... نه به خاطر زور بازو و پیروزی در رقابت ها، بلکه به واسطه اخلاق و رفتار پهلوانی شان در تاریخ ورزش این مرز و بوم برترین جایگاه ها را پیدا کرده اند و درست در نقطه مقابل موفق ترین قهرمان های ورزش کشور حتی در همین سالهای اخیر به واسطه بسیاری از دلایل و از جمله رفتارهای شان به سرعت جایگاه و اعتبارشان را در میان مردم از دست داده اند.
● روزی، روزگاری زورخانه شاید مهم ترین منابع مربوط به ورزش ایرانی را مثل بسیاری از دیگر حوزه های تاریخی بتوان در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی مورد جستجو قرار داد. پهلوانی، جوانمردی و دادگستری از مهم ترین رویکردهای موضوعی هستند که پهلوانان و زورمندان شاهنامه با توجه به آنها تعریف می شوند. در واقع تاریخ ورزش و زورمندی در ایران همواره با اخلاق، فرهنگ و پهلوانی گره خورده است و جسم قدرتمند همواره زمانی مورد توجه قرار گرفته است که در خدمت اخلاق و ارزش های معنوی بوده باشد.
این منش فرهنگی و پهلوانی هم در واقع پایه و مایه ورزش های سنتی ایرانی مثل کشتی پهلوانی و ورزش های زورخانه ای بوده است. چنان که تا سال های سال گود کشتی و زورخانه از اصلی ترین و باارزش ترین مکان های ورزشی در ایران بوده اند و اهمیت شان را تا دوران معاصر نیز حفظ کرده اند.
رحمت خلیلی از ورزشکاران پیشکسوت زورخانه ضمن تأیید این مطالب به ارزش و جایگاه ورزش های سنتی ایرانی در میان خانواده های ایرانی اشاره می کند و می گوید: برای صحبت درباره ورزش های سنتی ایرانی اصلاً لازم نیست که به سال های بسیار دور برویم. تا همین یک یا دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای کشورمان و در بخش هایی از تهران، اصلاً کسی که به زورخانه می رفت و میل و کباده برمی داشت و با اهل زورخانه رفت و آمد داشت، برای خانواده هم از عزت و احترام بیشتری برخوردار بود. ضمن اینکه حتی امروز هم در شهرهایی از ایران همین طور است.
وی می افزاید: وارد شدن یک ورزشکار به زورخانه فقط ورزش نیست وقتی با نام مولا علی (ع) وارد گود می شود و با یاد و نام ائمه و امامان (ع) ورزش می کند در واقع روح و جسمش را همراه با هم تمرین می دهد و هم جسم و هم اخلاقش پرورش پیدا می کند.
خلیلی تغییرات اجتماعی و سلایق جدید مردم و بویژه نسل های جوان را نیز مورد اشاره قرار می دهد و می افزاید: متأسفانه عصر کامپیوتر و دیجیتال جوانان را تنبل کرده است و جذابیت های تبلیغاتی خیلی از ورزش های جدید و غیرایرانی و اهمیت بیش از اندازه ای که روزنامه ها و تلویزیون و ماهواره به این ورزش ها می دهند، علاقه خیلی ها به ورزش های ناب ایرانی را کم کرده و بین ورزش های ایرانی و فرزندان ایران زمین فاصله ایجاد نموده است.
● پیامدهای ورزش های وارداتی
واقعیت این است که فوتبال، بسکتبال، والیبال و حتی ورزش هایی مثل بوکس، اتومبیلرانی، موتور سواری و... امروز مثل همه جای دنیا در کشور ما علاقه مندان زیادی دارند. البته طبیعی هم هست جذابیت هایی در این ورزش های جدید وجود دارد که در برخی رشته های دیگر نیست.
اما باید کسانی هم باشند که از ارزش و اعتبار و اهمیت ورزش هایی که متعلق به این کشور هستند و تازه نقش بسیار زیادی هم در فرهنگ سازی اخلاقیات ورزشی داشته اند حمایت و پشتیبانی کنند.
امین ریاحی، جامعه شناس، نیز به گونه ای دیگر به ارزش و اهمیت ورزش های اصیل ایرانی در حوزه اجتماعی اشاره می کند.
وی می گوید: بی گمان همه ورزش های خاص و اصیلی که در طول دوران های تاریخی در ایران شکل گرفته اند و تکمیل شده اند، ریشه در ویژگی های مشترک فردی و اجتماعی تک تک آدم های جامعه دارند، به همین دلیل هم هست که حتی سال ها بعد از ورود برخی ورزش های وارداتی هنوز نتوانسته ایم آنها را مال خود کنیم و با بسیاری از تأثیرات و نتایج بازخورد اجتماعی این ورزش ها مشکل داریم.
وی می افزاید: به همین فوتبال نگاه کنید، سال هاست این ورزش وارد کشور ما شده است اما حالا برای مقابله با تأثیرات و نتایج منفی حضور آن در جامعه دست به دامن منشورهای اخلاقی شده ایم و شلوغ ترین بخش فوتبال مان کمیته انضباطی است. در حالی که اصلاً پایه و مایه ورزش ایرانی اخلاق و انضباط و جوانمردی است.
متأسفانه ما ورزش امروزمان را بر پایه ها و ساختار اصلی ورزش ایرانی بنا نکرده ایم و پول بازی و تقلب، بی انضباطی و تبانی و... پیامدهای همین کم توجهی است. تازه از این بدتر آنکه طی یکی، دو دهه اخیر، رسانه ها آن قدر روی این ورزش ها تمرکز کرده اند که خیلی از ستاره های ورزشی جوان کم تجربه و ریز و درشت همه در دام تبلیغات و هیاهوی رسانه ای از گود اخلاق و فرهنگ خارج شده و اصلاً فرهنگ و ورزش را فدای جو ورزشی حضور ستاره وارشان کرده اند.
حالا در این میان باید دید تکلیف ورزش های سنتی ایرانی چه می شود؟ آیا می توان به رواج دوباره این ورزش ها در ایران امیدوار بود؟ یا این که باید بناچار منتظر ماند و به حاشیه رانده شدن این سنت های فرهنگ ورزشی را دید و دم برنیاورد!● چرا صادرکننده نباشیم؟ دکتر داوود حسینی فومنی، که پژوهش های زیادی درباره ورزش های مناطق ایران انجام داده است به گونه ای دیگر به ارزش فرهنگی ورزش های اصیل ایرانی اشاره می کند و می گوید: ورزش های گروهی زیادی هستند که امروز نیز در بسیاری از مناطق مختلف کشورمان برگزار می شوند. در واقع این ورزش ها بخشی از سنت های فرهنگی اقوام ایرانی هستند و می توانند شناسنامه قومی و ملی بسیاری از مردم ایران نیز باشند.
وی می افزاید: ورزش ها مثل خیلی از دیگر مناسبات اجتماعی و فرهنگی اقوام ریشه در عادت ها، عقاید و رسم و رسوم و حتی جغرافیای مناطق دارند و واقعیت این است که به سادگی نمی توان آنها را حذف و با مؤلفه های دیگر جایگزین کرد. شاید امروز شکل ها و انواع دیگر ورزش ها با تبلیغات و جذابیت های فراگیر به مردم ما تحمیل شده و حتی در ظاهر پذیرفته شده باشند، اما مطمئن باشید این ورزش ها به سادگی نمی توانند جایگزین فرهنگ ورزشی مردم ما بشوند.
در این میان مسؤولان ورزشی کشور نیز باید با جدیت و توجه بیشتر در حمایت از ورزش های سنتی و اصیل ایرانی بکوشند و به جای تسلیم شدن در مقابل ورزش های وارداتی حتی به فکر صادر کردن ورزش های سنتی ایرانی به دیگر کشورها و عرضه فرهنگ ایرانی از طریق ابزارهای ورزشی در حوزه بین الملل باشند. در این صورت مطمئن باشید ورزش های سنتی ایرانی هیچ گاه محبوبیت و جایگاه شان را از دست نمی دهند.
● ورزش های دیروز و جوانان امروز ورزش های باستانی و پهلوانی در کشور ما عمر طولانی و دیرپایی دارند و ارزش و اعتبار آنها به علایق، خواسته ها و سلیقه های ما ایرانیان وابسته است. این رشته های ورزشی از سال های سال بخشی از فرهنگ و ارزش های اخلاقی جامعه ایرانی را با خود به همراه داشته اند و تا امروز نیز با خود به همراه آورده اند.
اما مهم ترین مسأله ای که امروز این ورزش های کهن را با چالش روبه رو کرده، هجوم ورزش های وارداتی به ایران است. البته به هیچ وجه نمی توان جلوی ورود ورزش ها و علاقه مندان به آنها را گرفت و چنین رویکردی به هیچ وجه منطقی به نظر نمی رسد و نتیجه نخواهد داد، اما مسأله مهم این است که نباید اجازه بدهیم ورزش های وارداتی، رشته های سنتی اصیل و باستانی ورزش ایران را به حاشیه ببرند و به فراموشی نزدیک کنند.
http://zurkhanehtehran.persianblog.ir/post/7/
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
دعا کردن
اگر چند ورزشکار همزمان به در زورخانه برسند تعارفات ورود صورت می گیرد هر چند که تقدم با پیشکسوت، پهلوانان ارشد و سادات است اما هم او به آنان بفرما می گوید و بعد از دو بار تعارف خود وارد می شود و دیگران به ترتیب سن و کسوت بعد از یکدیگر وارد می شوند، مرشد در وردود پهلوان ارشد، به زنگ می زندو به ضرب می کوبد و تقاضای صلوات می کند برای پهلوان جوانتر فقط به ضرب می کوبد و تقاضای صلوات می کند و برای کمتر از آنان که پهلوان تازه کار باشد تقاضای صلوات می کند.
احترام خیلی زیاد : زنگ، ضرب و صلوات
احترام زیاد: ضرب و صلوات
احترام متوسط : صلوات
در ورود به گود و اجرای عملیات ورزشی نیز ترتیب رعایت می شود.
دعا
دعا در آخر ورزش توسط میاندار انجام می شود. در زیر به نمونه ای از دعای ورزشکاران در زورخانه اشاره شده است:
در حدیث است که: رسول خدا به هنگام دعا از خود شروع می کرد و می گفت: خدایا مرا و پدر و مادر مرا ببخش و هر آن را که بر من حق دارد.
اول و آخر مردان عالم ختم به خیر.
خداوند زحمات مرشدان را بر ما حلال کند.
بر ناپاک لعنت .
بر تارک الصلوت لعنت.
بر موذی و منافق لعنت.
بر کسانی لعنت باد که خدا و رسول آنها را لعنت کرده اند.
تیغ سرباز اسلام برا باشد.
دشمنش فنا باد.
سایه بزرگترها از سر ما کم نشود.
مرضای اسلام هر کجا باشند شفا عنایت فرما.
قربای اسلام هر کجا باشند در پناه امام زمان حفظ فرما.
آن کسانی که پیش از ما در این مکان به راستی و درستی قدم گذاشته اند و اکنون سر به تیره تراب فرو برده اند خداوند روحشان را شاد فرماید.
آن کسانی که حیات دارند و به راستی و درستی در این مکان مقدس قدم می گذارند تمامشان را سربلند فرما.
به جمال خاتم انبیاء محمد مصطفی صلوات.
به جمال شاه ولایت علی علیه السلام صلوات.
به هر دو نور پاک محمد و علی صلوات.
http://zurkhanehtehran.persianblog.ir/
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
2- اظهار فروتنی هنگام ورود به زورخانه
هر کس وارد زورخانه می شود باید سرفرود آورده و اظهار فروتنی کند. برای اعمال این امر زورخانه دارای در ورودی بسیار کوتاهی است تا هر کس در هر مقام که باشد. هنگام ورود به احترام مجبور به سرخم کردن شود و به این طریق رفتار بزرگ و متواضعانه و فروتنی را همواره از یاد نبرد.
3- تشریفات و احترام به دیگران
برای احترام به دیگران این اقدامات انجام می گیرد:
• مطابق سنت هر کس پیش کسوت تر و سالمند تر باشد نسبت به دیگری حق تقدم دارد؛
• صاحب عنوان ترین میهمان، در بهترین مکان در سکوهاى اطراف گود می نشیند؛
• در قدیم این با ارج ترین جا کنار سردم و در جوار کهنه سوار و یا مرشد بود و اکنون با احترام تریم جاها برابر در ورودی یا سکوی رو به سردم است؛
• هرکس که در گود باشد و یا بیرون از گود، باید چون بزرگ تر صاحب کسوتی از راه رسید جای خود را به او بدهد.
4- مرشد و تشریفات
مرشد وظیفه دارد برای هر کس که به زورخانه وارد و یا از آن خارج می شود با در نظر گرفتن مرتبه و سابقه کسوت ورزشی او، تشریفاتی به این شرح به عمل آورد:
• اگر تازه کار و یا غیر ورزشکار باشد، فقط می گوید : خوش آمدی!
• اگر سابقه دار و ساخته باشد پس از گفتن : خوش آمدی از حضار طلب می کند که برای ورود او صلوات بفرستند؛
• اگر پیش کسوت باشد و می گوید صفای قدمت و پس از طلب صلوات از حضار برای او با هر دو دست به ضرب زورخانه زد و یک رگبار ضرب می گیرد؛
• اگر پهلوان باشد علاوه بر ادای تشریفات پیش کسوت ، زنگ را هم به احترام او برابر آئین نامه مربوطه به صدا در می آورد؛
• گاه مرشد هنگام ورود پهلوان صاحب زنگ ، یا مهمانی بسیار عزیز و یا شخصیتی عالی مقام پس از ادای تشریفات اولیه مشابه چنین اشعاری نیز به عنوان
خوش آمد گویی می خواند:
ای به هر کاری رفیقت قل هو الله احد ای نگهدار شب و روز تو الله صمد
لم یلد یارت و لم یولد به هر جا دستگیر مونس تو لم یکن له، رهبرت کفو ا احد
هرگاه مرشد برای هرکس طلب صلوات کند، هر فرد باید بدون بخل و غرض ولو شخص مورد نظر دشمنش هم باشد صلوات بفرستد.تذکرات مهم
از آن جا که در گود زورخانه ثروت و مال دنیا و موقعیت اجتماعی ارزشی ندارد و تنها مقام کسوت ورزش است که بر مراتب تقدم و تاخر فرمان می راند، هیچ کس حق ندارد به صرف آن که در خارج از زورخانه رئیس و یا صاحب مقامی است نسبت به مردم دون پایه شغلی ادعای تقدم و برتری نماید و انتظار داشته باشد که ورزشکاران به جای طلب رخصت از مرشد و یا پیش کسوت ترین حاضران، از او رخصت بطلبند.
• مرشد موظف است تمام مراسم و تشریفات لازم الاجرا را در مورد هر یک از ورزشکاران معمول دارد.
• در چرخ سابقه دار طلب صلوات کند و در چرخ پیش کسوت و پهلوان علاوه بر آن بر زنگ نیز بزند.
• برای هر یک از افراد سابقه دار، پیش کسوت و پهلوان ، موقع خروج از گود و یا از زورخانه مانند وقت ورود به ترتیب برای نفر اولی طلب صلوات کرده و برای نفر دومی علاوه بر آن بر ضرب هم بزند و برای سومی زنگ را نیز به صدا در آورد.
5- دعوت به ورزش
خادم زورخانه موظف است به محض نشستن ورزشکار نزد او شتافته ، حوله چند تا شده ای را به نشانه دعوت به ورزش در کنارش بگذارد.
6- رخصت گرفتن از بزرگ تر حاضرات
• ورزشکار در قیام به عزم ورزش کردن از بزرگ تر حاضران رخصت می طلبد.
• انجام ورزش انفرادی پیش از شروع یا پس از خاتمه ورزش اگر کسی خواست انفرادی ورزش کند باید از بزرگ تر حاضر و یا مرشد اجازه خواسته و بگوید
رخصت که در جواب خواهند گفت : فرصت یا خدا بده فتح و نصرت
7- ادای احترام به گود مقدس
ورزشکار به محض ورود به گود مقدس بایدخم شود و انگشتان دست راست خود را به رسم قدم بوسی پوریای ولی و احترام به ساحت مقدس زورخانه به زمین زده و برداشته روی لب ها گذاشته ببوسد. در گل کشتى مفتون همدانى آمده است:
اول میان گود چو رفتى زمین بب وس یعنى زمین به نام جهان آفرین ببوس
هر جا که جاى توست فروتر از آن بپاى بشناس جاى خویش و بدستت نگین ببوس
بازو و کتف و سینه کار آزمودگ ان از بهر احترام به آداب دین ببوس
این شعر را بخوان و ببر برعلى پن اه تا چند گویمت که چنین و چنان ببوس
که اى لنگر زمین و زمان جان هر ا حد دست من است و دامن تو یا على مدد
8- میان دار
• هنگام ورزش میان دار یا سرگروه که باید از سابقه دارترین ورزشکاران حاضر باشد در وسط گود به عنوان سرگروه ورزشکاران را با آهنگ ضرب مرشد
رهبری می کند تا دیگران نیز حرکات خو را با حرکات او تطبیق داده و آنانی هم که مبتدی هستند حرکات او را تقلید کرده بیاموزند..
• میاندار قبل از وسط گود ایستادن باید از بزرگ ترین شخص حاضر در زورخانه و یا از مرشد یا حضار رخصت بطلبد. سپس به یک یک ورزشکاران سابقه دار
برای میانداری تعارف کند و بفرما بزند.
• همه باید از میا ندار و پهلوان حاضر، حرف شنوی داشته باشند و از دستورهای او پیروی کنند.
• چنانچه ورزشکاری رویه ای برخلاف حرکات میاندار از خود نشان دهند و یا در کنار گود بی حرکت بایستد نسبت به میاندار بی احترامی کرده است.
• هیچ کس حق ندارد هنگام ورزش دسته جمعی از گود خارج شود مگر آن که با اجازه میاندار باشد.
• موقعی که میاندار مشعول دعا کردن است اگر کسی صحبت کند و یا از گود خارج شود . امری ناپسند است و رفتار او نسبت به ورزشکاران و میاندار توهین
تلقی خواهد شد.
9- نحوه استقرار ورزشکاران در گود
• ورزشکاران از روبروی مرشد که پایین ترین مرتبه است وارد گود شده و از مقابل سردم جایگاه مرشد خارج می شوند.
• هر قسمت از گود در جای خود مرتبه ای دارد و هر کس باید در مرتبه خود بایستد.
• میاندار روبه مرشد در وسط، دومین مرتبه بعد از میاندار روبه روی میاندار، زیر سردم ایستادن است.
• در این جا در درجه اول سادات (اولاد حضرت علی علیه الاسلام) و سپس از سابقه دارترین تا تازه کارترین به ترتیب در طرفین بر حسب درجه کسوت قرار می گیرند.
10- ورود با کفش به گود و ورزش در گود با لباس معمولی ممنوع است.
ورزش در گود با لباس معمولی زشت و ناپسند شناخته شده، طبق اصول آیین فتیان ممنوع است.
11 شوخی، ناسزاگویی، استفاده از دخانیات ، موادمخدر و الکل مطلقا در زورخانه ممنوع است.
شوخی ، سبک سری، خنده به صدای بلند، ناسز اگویی، غیبت ، تهمت زدن به دیگران، سیگار کشیدن و استفاده از مواد مخدر و الکل از آفات و رذایل اخلافی تلقی می شود و در زورخانه ممنوع است.
12- هنگام ورزش دسته جمعی در گود، ورزش کردن بیرون از گود ممنوع است .
13- طهارت و پاکیزگی
هر کس وارد زورخانه یا به خصوص وارد گود می شود، لازم است ترجیحا با وضو وارد شود، ورزشکار در گود باید هم طهارت داشته باشد وهم از نظر شرعی نجس و ناپاک نباشد ، این رسم بسیاری از صاحب کسوتان نامور و اهل معنی بوده است که همواره با وضو وارد گود می شدند.
14- بوسه زدن بر تخته شنا و قبضه زنجیر کباده
رسم است ورزشکاران تخته شنا وقبضه زنجیر کباده را قبل از به کار گرفتن به عنوان احترام و تبرک بوسه می زنند.15 ترتیب استفاده از ادوات ورزش در گود:
• برداشتن تخته شنا و برداشتن میل و بر جای برگرداند آن ها پس از هر دور ورزش به ترتیب از بزرگ ترین ورزشکار شروع و به کوچک ترین پایان می گیرد به استثنای کباده که مثل چرخ از کوچک تر به بزرگ تر می رسد.
• در موقع بلند کردن میل از روی زمین، کوچک تر نباید پیشی بگیرد و قبل از بزرگ تر اقدام به بلندکردن میل کند. در این مورد حق تقدم اول با سادات، بعد با سابقه دار ترین پیش کسوت حاضر است تا به ترتیب نوبت به افراد تازه کار برسد.
16- چرخیدن
• چرخیدن از تاره کارترین افراد شروع و به تدریج به سابقه دار ترین و در پایان با سادات پایان می گیرد؛
• ورزشکار مبتدی باید هنگام چرخیدن در ضلع پایین گود سه پا بزند؛
• ورزشکاران پیش کسوت از دو ضلع پایین به ضلع های شرق و غرب گود سه پا خواهند زد؛
• پهلوان پیش کسوت سه پا را از زیر سردم که بالاتر ین جای گود می باشد شروع می کند؛
• مرشد باید در شروع چرخ برای پیش کسوت و شیرین کار از حضار طلب صلوات کرده و برای پهلوان ضمن طلب صلوات به زنگ هم بزند.
17- تشویق ورزشکاران
تشویق ورزشکاران به خصوص موقع میل بازی و چرخ ، از وظایف مرشد است. بزرگ ترین پیش کسوت حاضر و یا میاندار هم این حق را دارند.
18- رعایت ورزشکار غریب
اگر ورزشکاری غریب از شهری دیگر وارد شود ولو آن که در کسوت به مرتبه بزرگ تر آن حاضر نباشد لازم است نهایت مروت و حرمت را در حق او مرعی
دارند و حتی میانداری را به او واگذارند و اگر هم نپذیرفت برترین جا را در گود به او بدهند و در موقع اقدام به فعالیت ورزشی به او تعارف کرده و بفرما بزنند.19- حق تقدم
اگر پیش کسوت و یا ورزشکار با سابقه ای، روی فروتنی بخواهد از حق خود چشم پوشی کند و دیگری را که ذیحق نیست برخود مقدم دارد باید حاضرین
مداخله کرده، با خوش رویی مانع شوند تا نوبتی که مناسب اوست برسد.
20 کباده زدن (یا کباده کشیدن)
• کباده زدن نیز مانند چرخیدن از خردسال های گود شروع و به بزرگ ترها و سپس به سادات تمام می شود؛
• ورزشکار باید قبل و بعد از کباده کشیدن آن را ببوسد و به افراد بالاتر از خود تقدیم کند؛
• در هنگام کباده کشیدن دیگران حق چرخیدن، پای زدن و شیرین کاری را ندارند.
21- شمارش مرشد
هنگامی که پهلوان و یا پیش کسوتی مشغول زدن پای جنگلی و یا کشیدن کباده است، مرشد باید ضمن ضرب گرفتن هر یک از حرکات او، از یک به بالا بشمارد. شمارش دفعات و تعداد حرکات چه در پای جنگلی و چه در کباده بالاترین حد احترام است.
22- حماسه خوانی و حکمت گویی
مرشد باید به هر بهانه اشعار و رباعی های نغز و پر مغز برای تنبیه (یادآوری و فراگیری) و یا ارشاد ورزشکاران را به سرنوازی با کلام شمرده و قابل درک بخواند. در گذشته که زورخانه ها در آموزش و پرورش جوانان نقش ثابتی داشت خواندن اشعار متضمن پند و ارشاد در سطحی گسترده و به طور جدی، توسط کهنه سواران خردمند و صاحب نفس انجام می شد.
23- دادن شعارهای مناسب برای تشویق ورزشکاران
رسم است که در زورخانه ها مرشد برای تشویق، موقع چرخ یا انجام بعضی حرکات چابکانه و خوش نما، ضمن گرفتن ضرب های متولی، شعارهایی مناسب سن و کسوت هر ورزشکار با صدای بلند و کشیدن با مضامین خطابی به عبارات زیر جاشنی سخن خود می کند.
ماشاءالله، به: ورزشکار چابک.
سهراب یل، علی نگهدارت، به : جوان رسا.
علی اکبر حسین، به: جوان.
قاسم به حسن، به : جوان.
سربازی کوی حق! امام هشتم یارت، به : سربازان و ارتشبان.
نارجان شیرین کار، به : شیرین کار.
سام نریمان، سالار گردان، به : سابقه دار ساخته.
رستم پیلتن، گو زابلی، به : پیش کسوت.
تهمتن دوران، دلاور ایران، به : پهلوان
یل شیر دل، اژدهای دمان، به : پهلوان پر جنب و جوش.
علی اژدر در شیر بیان نجف ، برمنکرت لعنت، به : پهلوان بی رقیب.
علمدار حسین، به : میان سال رسا.
سپهسارلار حسین، عباس به علی، به : میان سال نیرومند.
سپهسالارعلی ، مالک اشتر، به : سالمند سابقه دار.
سردار اهل بیت، به : سالمند و پیش کسوت.
حبیب بن مظاهر، به : مرد سالخورده.
پیر سحرخیزان، به : به پیرمرد عابد و مومن.
جد سادات، به: سادات تازه کار.
به سرور کاینات، خلق خوش محمد صلوات، به : سادات سابقه دار
24- مراقبت از سرماخوردگی
مشت مال چی (خادم زورخانه) موظف است هنگام چرخیدن یا کباده کشیدن که ورزشکاران با بدن های گرم و عرق دار برای رسیدن نوبت بی حرکت دور گود می ایستند به شانه هر یک حوله یا پارچه مناسبی را بیاندازد که سرما نخورند.
25- کشتی
پس از پایان ورزش و دعا رسم است که میان دار روبه سوی بزرگتران مجلس و یا برجسته ترین شخص حاضر کرده و می پرسد : حالا چه کنیم؟ اگر قرار کشتی بوده و می گویند: کشتی و در غیر این صورت می گویند: اختیار دارید.
• در کشتی های رقابتی پهلوان حاضر و یا پیش کسوت ها باید پس از دست به دست دادن دو حریف مراقب حرکات طرفین باشند. اگر کشتی طولانی باشد
و هیچ کدام بر دیگری چیره نشدند به اصلاح کشتی شان گره خورده آن ها را از هم جدا کرده و به منظور جلوگیری از خصومت همان دم آن دو را وادار به روبوسیدن کردن و کشتی را خاتمه یافته اعلام کنند.
• اگر کسی روی اطمینان به نیروی پهلوانی خود بخواهد کشتی دوره بگیرد از قدیم رسم چنان بوده است که پس از خاتمه ورزش و مراسم دعا، دست خود
را به عزم و طلب کشتی به جانب یکایک ورزشکاران حاضر در گود دراز می کند و هر کدام که مایل به کشتی بود با او سرشاخ می شود.
• چنانچه نوچه ای تازه کار بخواهد با پهلوانی کهنه کار کشتی بگیرد، به نشانه قبول داشتن حریف به استادی هنگام فرو کوفتن، زانوی خود را زمین می زند و گاه بازوی او را هم می بوسد. در کشتی های پهلوانی، هنگام دست به دست دادن دو حریف پهلوان، مرشد طبق سنت ویژه مرسوم، گل کشتی می خواند.
• پایان ورزش را میان دار با اجازه بزرگتران اعلام می کند.
26- احترام به حریف
حریف را باید دوست داشت و توجه داشت بدون حریف رقابت وجود ندارد. باید مراقب بود اگر کسی در گود حریف کشتی و با رقیب ورزشی ورزشکاری باشد، در انظار خوار یا تحقیر نشود و ورزشکار به اقتضای خصلت فتیان و جوانمردان در صورت لزوم با کمال خوش رویی و فروتنی حق تقدیم خود را به دیگری
بدهد.
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10
مدیر :خوشجان
روزهای فعاتیت:روزهای زوج و جمعه
ساعت کا ر :ساعت ۷ بعد از ظهر جمعه ها ۱۱ صبح
آدرس :خیابان شوش دروازه غار
زورخانه هژبر
مدیر :آقای پناهی
مرشد :پناهی
روزهای فعالیت:روزهای زوج و جمعه
ساعت کار :هر روز ساعت ۷ بعد از ظهر و جمعه ها ۱۱ صبح
آدرس :سه را آذری خیابان لقمان
زورخانه سلامت
مدیر:
روزهای فعالیت:روزهای فرد
ساعت کار ۷ بعد از ظهر
آدرس :خیابان شوش خیلبان هرندی جنی استادیوم هرندی
زورخانه پهلوانپور
خ وحدت اسلامی (شاپور) کوچه اسدی منش
مدیر : استاد علی نعیمی
زورخانه ایت الله طالقانی
چیذر جنب امامزاده علی اکبر
زورخانه شهید حسین فهمیده
ضلع شمالی پارک شهر
برچسب: نویسنده: شیعه تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 7:10